سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

رایحه ظهور زنجان
 

سلام دوستان   : می خوام امروز یک داستان بگم که برای خودم اتفاق افتاده اسمش رو گذاشتم

راز دانه ها

چند سال پیش توی روستا ئی از روستاهای زنجان بنام ماد آباد از توابع شهرستان خدابنده توی خونه نشسته بودم که ناگهان ذهنم یک جرقه زد یادم افتاد توی قرآن اکثر وقتها وقتی خدا می خواد به ما انسانها یک چیزی رو بفهمونه از کشاورزی و گل و گیاه و دانه و درخت مثال می زنه .

از خودم سوال کردم چرا این مثالهارو این شکلی زده حتما خدا هدفی داشته اما هرچی فکر کردم نفهمیدم چرا ؟ تااین که رفتم و یک دیس بزرگ آوردم و از هر مدل دونه ای که داشتم ریختم توی دیس ، لپه ، زیتون ، برنج، گندم، نخود ، لوبیا، عدس

شروع کردم به نگاه کردن به دیس پر از دونه باز هم ، چیزی دستگیرم نشد. اما به نگاه کردن ادامه دادم یک دفعه احساس کردم یک صدائی داره می یاد ،یک صدای آروم، خوب گوش کردم آره از توی دیس بود ، یکی داشت من رو صدا می زد حاجی ...حاجی....خوب که نگاه کردم دیدم لپه داره من رو صدا می زنه با تعجب گفتم چیه ؟ گفت من یک چیزی بگم؟ گفتم بگو : گفت حاج آقا دوست محمدی تا بحال شده لپه بکاری نخود برداشت کنی ؟ گفتم نه. گفت پس یاد بگیر هیچ وقت اجازه ندی کسی خورد و ذلیلت کنه چون اگه خورد بشی مثل من لپه می شی دیگه هیچ کشاورز مهربونی تورو نمی کاره امام باقر (ع) می فرماید خداوند به انسانها اجازه داده تا هر گونه که دوست دارند زندگی کنداما به هیچ انسانی اجازه نداده جوری زندگی کنه( بپوشه ، بخوره ،حرف بزنه ،بنوشه و....) که ذلیل بشه . بچه ها عجب حرفی زد. راست می گه خدا همه انسانها رو عزیز و با ارزش آفریده چرا آدمها اجازه می­دن به خاطر مواد مخدر و چشم و هم چشمی­های خطرناک و.... ذلیل بشن یا بعضی دخترها اجازه می دن با بوق و چراغ و متلک و فهش و... به شخصیت اونها تهین بشه و اونها رو با همین چیزهای بی ارزش بخرند ؟کمی فکر کنید و نتیجه بگیرید.

راستی صبر کنید باز یکی داره من رو صدا می زنه اگه گفتید کیه ؟ لوبیای پخته شدست ، می گه حاج آقا سلام .گفتم سلام . حاج آقا ی دوست محمدی من هم یک چیزی بگم ؟ گفتم  بگو : گفت تابحال لوبیای پخته شده کاشتی لوبیای سالم برداشت کنی ؟ گفتم نه. گفت پس نتیجه بگیر هیچ انسان خود باخته ای که خودش رو گم کرده و آدمهای بی ارزش و منحرف و هوس باز تونستن اون رو گول بزند و با حرفهای قشنگ که اکثرا  دروغه، سرش رو شیره بمالند و مثل من بپزنش، نتونسته به جائی برسه و روزی یک دونه سالم لوبیا باشه

(کلاغه اومد راه رفتن کبک رو تقلید کنه راه رفتن خودش هم یادش رفت) بچه­ها حیف که این متن باید خلاصه باشه و الا می گفتم توی این جامعه برای شیره مالیدن سر یک دختر و یا پسرچه کارها و چه چیزهای دروغی که نمی گن و نمی کنند .

نوبتی هم که باشه نوبت نخوده که حرف بزنه .حاج آقا ؟ بله . من هم یک سوال بپرسم؟ بپرس. کشاورز دونه رو کجا می کاره ؟ گفتم : توی زمین . سوال  کرد. چه زمینی ؟ گفتم: خوب زمین خوب . گفت باریک الله . پس حاج آقا مراقب باش با هر کسی همنشین نشی چون همنشین بد مثل زمین بد می مونه اگه خودت رو توی اون بکاری خرابت می کنه یا هیچ وقت رشد نمی کنی. اما اگه همنشین خوب پیدا کنی باعث رشد و بالندگی و سعادت و رشد استعدادها ت می شه .

بچه ها هر چقدر هم انسان خوب و قوی و سالم باشه و هر چقدر انسان نماز خون و درس خون و خلاصه خوب باشه کافیه یک دوست بد داشته باشی همه خوبیهات و آروم آروم نابود می کنه و به خاک سیاه بدبختی و تاسف می نشوندت .

حضرت عیسى بن مریم- على نبینا و آله و علیه السّلام- فرمود:

اى جماعت حواریین با خدا دوستى کنید از راه دشمن کردن با اهل گناه و معصیت. و به خدا نزدیک شوید به وسیله دوری کردن از اهل گناه.

و رضاى خدا را طلب کنید در عصبانی کردن اهل گناه با گوش نکردن و عمل نکردن به حرفهای آنها . و هر گاه خواستید هم‏نشینى براى خود داشته باشید

پس با کسى دوستی کنید : و همنشینى کنید که گفتار او سبب زیاد شدن اعمال خیر شما باشد و دیدن او خدا را به یاد شما بیاورد و عمل او سبب تمایل شما به آخرت گردد. و امید  شما را به زندگی افزایش دهد

دوستان حالا برنج می خواد سوال کنه حاج آقا دوست محمدی ؟جانم . حاجی سوال من اینه که کشاورز دونش رو کجا می کاره روی زمین یا توی زمین ؟ گفتم توی زمین . گفت چرا؟ گفتم چون نمی خواد سرمایش که دونهاشن خوراک کلاغها بشن گفت آفرین پس حاجی مراقب باش بلند پروازی نکنی و تا قوی نشدی سر از زمین بیرون نیاری اول صبر کن پرواز یاد بگیری بعد از لونه خارج شو و الا زیر ماشینها و توی جوبها می میری.

بچه ها بلند پروازی شماها مثل اینکه می خواهید مثل همه موبایل داشته باشید در حالی که نیازی بهش ندارید یا مثل خیلی از آدمهای خود کم بین می خواید لباسهای جذاب بپوشید و تیپ بزنید و کارئی بکنید که بیشتر جلب توجه کنید   باعث می شه قبل از اینکه تجربه داشته باشید و جامعه رو خوب بشناسید و آدمها رو از جهت خوب و بد بشناسید زود بیائید روی زمین و خوراک کلاغهای جامعه بشید. من هیچ وقت دوست نداشتم یک کلاغ من رو بخوره دوست داشتم اگه گندم بودم آرد بشم و یک دانشمند من رو بخوره تا به مردم خدمت کنه نه یک کلاغ ، که بعد از خوردن  من  ، آخرش من رو مثل یک آشغال و تفاله بیرونم بریزه .

رسیدیم به آخرین سوال : گندم ، حاج آقا ؟ بله . گندم و دونه ها کی جوونه می زنند؟ گفتم خوب وقتی کاشته می شن ، گفت نه. چه اتفاقی براشون می افته که   جوونه می زنند ؟ گفتم نمی دونم . گفت وقتی که می شکنند وقتی از وسط می شکنند جوونه می زنند .

یعنی حاجی بدون ، دنیائی که تو و آدمها توی اون زندگی می کنید قرار نیست همیشه باب میل تو و اونها بگرده بعضی موقع هم بر عکس خواسته تو می گرده اگه تحمل کنی و دادو بیداد نکنی و صبر کنی جوونه می زنی.

دوستان  همیشه پیش خودم می گفتم ما چه خوب و چه بد اول و آخر، دنیا با سختیهاش ما رو می شکنه   چقدر خوبه که آدم توی دست مهربون خدا و پیغمبرها و بند های خوبش بشکنه چون اونها آدم رو کمک می کنند تا جون بگیره ولی اگه توی دست آدمهای نامرد و پست بشکنید نه تنها کمک نمی کنند بلکه لگدتون می کنند و به شما تهین می کنند و آخرش هم مثل یک شیء بی ارزش دورتون می ندازند .

نگارنده : حجت الاسلام دکتر روح الله دوست محمدی

 



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 89/7/5 توسط rayehezohur
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • آی تی ایران
  • قالب میهن بلاگ
  • ضایعات
  • انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس