سفارش تبلیغ
صبا

رایحه ظهور زنجان
 

غریزه جنسی را با غرایز دیگر مقایسه کنیم مثلاً با غریزه تشنگی ، انسانها هیچ گاه همدیگر را برا تشنگی براحتی نمی کشند.این یکی از تفاوت های غرایز جنسی با غرایز دیگر است و تفاوت دیگر این است که غرایز جنسی را نمی توان محار کرد. یعنی انسان از غریزه جنسی نمی تواند اشباع شود در سایر غرایز اانسان اشباع می شود. مثلاً در غریزه تشنگی انسان هر چقدر که تشنه اش باشد 2 یا 3 لیوان آب بخورد اشباع می شود ولی در غریزه جنسی شدت آبن زیاد است. تنها عاملی که می تواند مرد را ذلیل و ضعیف و خار کند مسئله جنسی است و اکثر جاهایی که خانمها توانسته اند مردها را تسخیر کرده و سر آنها را کلاه گذاشته اند مربوط به مسائل جنسی بوده است که سوء استفاده کرده اند و مشکلاتی که در جامعه وجود دارد و ناهنجاری های اجتماعی و فرار دختر و پسر از خانواه ها اختلافات زناشویی همه اینها مستقیماً با غریزه جنسی سرو کار دارد. آن قسمتی که به مرد بر میگردد بیشتر است نسبت به زنها، بارها دیده شده است که زنانی که شوهرانشان در سن جوان یمرده اند توانستهاند تا آخر عمر تنها زندگی کنند و به مشکلی بر نخورند ولی مردها نمی توانند یکی دیگر از تفاوت ها ی غرایز جنسی مسئله اخلاق است مثلاً ما اخلاق آب خوردن و یا اخلاق غذا خوردن نداریم . البته این اخلاقها وجود دارند ولی خیلی محدود است اما در ماسئل جنسی  10000 جلد کتاب اخلاق وجود دارد ، یک دانشمند ی مثل فروید کل زندگی خود راغ روی این مسئله گذاشته است و دلیل اینکه باید یاد بگیریم اخلاق غرایز جنسی را این است که غریزه جنسی منجر به تولید مثل می شود واگر از روی اصول نباشد خیلی مشکلات پیش می آید. مانند بچه های سر راهی یا بچه هایی که در شیرخوارگاه وجود داردو بدترین چیز برای یک انسان این است که نداند پدر و مادرش کی است و عذابی می کشد چون ب یهویت است. این یکی دیگر از تفاوت هایی غرایز جنسی با غرایز دیگر است. شیوع عادت بد استمناء در پسران یکی از مهمترین دلایل آن عدم رعایت اخلاق و مسائل جنسی از سوی پدر و مادر است. یعنی عدم رعایت کردن چیزهایی که انسان باید در موردش حجب داشته باشد این اگر رعایت نشود خیلی مشکلات ایجاد می کندو این مشکلاتی که ایجاد می کند چهارمین تفاوت غرایز جنسی با دیگر غرایز است. غریزه جنسی اگر که رها شود یا شدیداً کنترل شود باعث بروز بیماری می شود رها که شود اشتهای سیری ناپذیری انسان را تبدیل می کند به گرگ لذا چشمش به هر کسی می افتد به چشم طعمه نگاه می کند که حتی این طعمه می تواند خواهرش باشد یا مادرش و اگر شدیداً کنترل شود باعث می شود که زمانی که ارضاء می شود کاملاض تخلیه نشود و تبدیل به یک عقده شود که این عقده ها بعدها می تواند در این شخص یک جور دیگر نشان داده شود. یک کار روانشانسی روی افراد خونخار تاریخ انجام داده اند مانند هیتلر ، صدام و ... متوجه شده اند که ریشه این حالات بر می گردد به دوران کودکی شان با پدر و مادرشان یعنی در آنجا که یک بی تربیتی هایی در تمام زمینه هایش صورت گرفته و بعضی ها بر این عقیده هستند که نطفه این آدم ها نطفه متعادل نبوده. یعنی نطفه پدر حقیقی خودشان نبوده. اگر غریزه جنسی در یک محیط نا آرام ارضاء شود یا اشباع شود و این ارضاء باعث انعقاد یک نطفه ای شود چون در حول و هراس بوده منجر به این مس شود که این شخصیت ، شخصیت متعادلی نشود.

اگر در وجدان زن یا مردی مقداری عذاب وجدان و ناراحتی وجود داشته باشد و یا احساس امنیت نکند در هنگام ارتباط و این ارتباط منجر به این می شود که نطفه ای انعقاد شود درست همان نگرانی از نظر ژنتیکی منتقل می شود به آن نطفه.

یکی دیگر از تفاوت های غرایز جنسی با غرایز دیگر این است که اگر انسان 3 یا 4 روز آب به بدنش نرسد ممکن است مریض شود و پس از چند ماه معالجه به حالت اولیه بر میگردد ولی اگر در غریزه جنسی اختلالی ایجاد شود این اختلال منجر به اختلال در روح و روان آن شخص می شود.

یکی دیگر از تفاوت های غریزه جنسی با غرایز دیگر این است که غریزه جنسی مأمور تولید مثل است درست کنترل نشود نسلی تولید میکند که یک جامعه نامتعادل را بخ وجود می آورد.

باز هم به جد ادعا نمی کنم فقط در حد .... می گوییم  کشورهای استعماری وقتی که سرباز از کشور خود برای استعمار به کشور دیگر می آورند احتیاج به سربازهایی دارند که مفهوم و معنای رحم و عطوفت را ندانند و کشتن آدم ها برایشان لذت بخش باشد. یکی از تفریحات حجاج بن یوسف سقفی این بوده است که 10 نفر یا 20 نفر را چشم هایشان را در می آورده و سرهایشان را قطع می کرده . این که انسان تفریحش این باشد ریشه اش به کجا بر میگردد . روانشناس معروف فروید که می گوید شک ندارم که رفتارهای ناهنجار آدمها تماماً ریشه در غریزه جنسی دارد و یا ریشه در بی بند و باری دارد و عمق این ناهنجاری ها آزار دادن دیگران و یا آزار دادن خودشان است که بر می گردد به نامتعادل بودن غرایز جنسی.

پس تمام سربازان باید دارای این خصوصیات بالا باشند که عمدتاً این سربازها از خانواده هایی هستند که متلاشی شده اند. که بدترین حالت متلاشی شدن خانواده ها این است که 2 تا آدم همدیگر را دیده  اند از یکدیگر خوششان آمده است و غرایز جنسی خود را اشباع کرده اند و یک انسان به وجود آمده است که این اوج اش است. بیاییم پایین تر فرزندان خانوادهای طلاق . اگر انسان محبت نبیند بر میگردد و بهرتین جای محبت دیدن خانواده است و اگر خانواده محبت نم بیند انسان می آید در جامعه محبت ببیند ، و وقتی می خواهد در جامعه محبت ببیند ، جامعه مجانی مجانی به کسی محبت نمیکند وقتی در جامعه کسی به او محبت می کند که او تشنه محبت است از آن محبت می نوشد و وقتی نوشید فرد مقابل از او سوء استفاده می کند و وقتی سوء استفاده کرد او  2 تا ضربه می خورد : 1- اولین ضربه که پدر و مادر به او زدند 2- ضربه دوم را کسی زد که به او اطمینان کرده بود و از او سوء استفاده کرده بود. و یک نتیجه می گیره که تمام افرادی که دور او هستند کثیفند و سپس این ذهنیت را گسترش می دهد و می گوید که همه انسانها کثیفند . آن وقت یک حقی به خود می دهد که می تواند همه آدمها را بکشد.

شما دانشجویان در زمانی قرار گرفته اید که :

1-            طوفان غرایز جنسی بر پا شده است.

2-            سنت هایی که قبلا بوده شکسته شده است.

3-            مثلاً یکی از سنت ها در قدیم این بود که اگر چشم شخصی پی ناموس کسی بیافتد چشم شخص دیگری پی ناموس او می افتد و اکثر مردم قبول داشتند و رعایت می کردنداما امروزه این عقاید از بین رفته است.

در این دنیا آرامش و ناآرامشی انسان بر میگردد به تعادل یا عدم تعادل در غریزه جنسی اش ، آرامش را کسی دارد که در زندگی اش موفق باشد و کسی در زندگی اش موفق است که اصول اخلاقی را رعایت کند که در زندگی اش موفق باشد و کسی در زندگی اش موفق است که اصول اخلاقی را رعایت کند. افرادی که در جوانی بی بند و باری داشته باشند در سن میانسالی یکسری مشکلات پیدا می کنند و در سن کهنسالی یکسری مشکلات پیدا می کنند . آدمی که مشکل داشته باشد تعادل ندارد و آدم هایی که در دوره جوانی مواظب هستند عزت و عفت خود را حفظ کنند و خلاصه لبیک نگویند به خاصه های غیر منطقی غریزه جنسی خود اسنها آدم های متعادلی هستند ولی اگر انسان در دوره جوانی اش آن چیزی که غریزه جنس اش می گوید گوش کند مشکل پیدا می کند که این مشکلات را به ترتیب بیان می کنیم.

اگر انسان در سن جوانی اش غریزه جنسی اش فاقد آزادی باشد ارتباطاتش با اطرافیان بی حد و مرز بادش این آدم در سن جوانی یک تشنگی در خودش به وجود می آید و یک اشتهایی در خودش ایجاد می شود که بعداً که ازدواج می کند با ازدواج احساس آرامش نمی کند چون آدمی که قبل از ازدواج ارتباطات نامشروع داشته باشد چون تجربه کرده است بعد از ازدواج هم مایل است که آن تجربه ها را داشته باشد. و وقتی مایل باشد که این تجربه ها را داشته یاد به همسر خود خیانت می کند و یا همین که در ذهنش تمایل به زنان دیگر داشته باشد عذابش می دهد و وقتی همسرش متوجه شود که به زن های دیگر تمایل دارد او هم عذاب می کشد و حالا 2 تا آدم ناآرام و نامتعادل داریم و وقتی که 2 تا آدم نامتعادل ونا آرام داریم فرزند آنها نیز نامتعادل می شود.

اگر مردی به زنی خیانت کرد اولین مقصر خود زن است چون آن زن هست که آداب همسر داری را نمیداند و رعایت نکرده است و نمی داند که مرد از همسرش چه می خواهد و اکثراً هم همینطور است.

زن بر گردن مرد 7 یا 8 تا حق دارد ولی مرد بر گردن زن فقط 1 حق دارد  اولین حقی که زن بر گردن مرد دارد به ترتیب : وظیفه مرد است که نفقه بدهد یا مهریه بدهد یا اجرت المثل بدهد. تنها حقی که مرد بر گردن زن دارد تمکین است، تمکین یم کعنا بیشتر ندارد و آن هم این الست که زن خودش را برای بهره برداری جنسی آماده و مهیا کند و معنای حقوقی اش این است که زن حق ندارد منع کند و موعنای عاطفی اش این است که چنان با مردش همراهی کند که مرد از ارتباط جنسی اش لذت ببرد. می گویند 70 درصد اختلافات زناشویی بر می گردد به نارضایتی جنسی که عموماض به مردان بر می گردد. یعنی مرد ارضای جنسی نمیشود و چون ارضاء نمی شود روش نمی شود بگوید و بهانه درست می کنه و می گوید غذا بی نمک است ، بچه چرا به موقع نخوابیده و ... و لذا یکی از روانشناسان این را می گویید که تمام اختلافات خانوادگی بین زن و مرد ریشه در ارتباطات جنسی دارد.

چرا مردها خیانت می کنند ؟ جوابش یک کلمه است : چون زنها هنر عشق ورزی ندارند.

 در مساسل جنسی به نام حجب و حیا که باید این حرف ها گفته نشود. به نظر من الان که این مرزها شکسته شده و همه حجب و حیا ها ریخته شده باید توضیح بدهند که مثلاً به خواهرش بگوید که خواهرم ، اگر شوهرت چشم چرانی می کند علت چشم چرانی جوانی اش این است وقتی می آید خانه تو را با لباس آشپزی می بیند با بوی بد غذا، ولی هنگامی که در خیابان می روند که از کنا ریک خانمی رد می شود و بوی خوب می دهد مجبور می شود که نگاه کند اگر همسر یا شوهر کسی چشم چرانی می کند تا حالا فکر کرده ای که قبل از اینکه همسرت از سر کار می آید نظافت بکنی کار آشپز خانه راتمام کنی لباس تمیز بپوشی و خودت را معطر کنی و همان جلوه ای که همسر تو در خیابان از یک خانم دیده همان جلوه را از همسر خود در خانه ببیند.

مرد اینقدر که مسائل جنسی باریش مهم است هیچ چیز برایش مهم است هیچ چیز دیگر برایش مهم نیست اگر زن یک تخم مرغ برای همسرش درست کند و به اوبدهد ولی در دلربایی و تنازی درست عمل بکند مرد صدایش در نمی آید.

اما بهرتین شام با تمام آرایش درشت شود و آورده شود اما آن مسأله حل نشود بلاخره یک جا گیر می کند.

خاصیت مرد تنوع طلبی است و خاصیت زن یکه طلبی است.



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 93/5/14 توسط rayehezohur
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

  • آی تی ایران
  • قالب میهن بلاگ
  • ضایعات
  • انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس