سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
رایحه ظهور زنجان
   1   2   3   4   5   >>   >

روش مناسب انتقاد کردن از مردان :  


 زن باید قبل از مطرح کردن دلخوری، آن را روی کاغذ بنویسد، زیرا به این ترتیب سهم خود را در پیشامد مربوط بهتر خواهد دید، از سوی دیگر نوشتن ماجرا موجب آرامش نسبی فرد می‌شود و در عین حال با نوشتن، بیشتر به علت‌های آن واقف می‌گردد.


 پیش از صحبت کردن خود را به جای همسرش بگذارد. با این کار بهتر به مشکلات همسرش پی می‌برد .


 حتی‌المقدور قبل از صحبت با همسر خود ، موضوع را با دیگران مطرح نکند، مگر نیاز مبرم احساس نماید .


 در ابتدای صحبت تاکید کند که قصدش از مطرح کردن رنجش، رسیدن به حسن تفاهم است.


 پیشاپیش یادآوری نماید شاید اصل ماجرا یک سوء‌تفاهم باشد، غرض از صحبت، رفع کردن آن است.


 سعی نمایند از نکات مثبت شخصیت او و کارهای مطلوبی که انجام داده است ذکری به میان آورد تا فضای مذاکره صمیمی شود.


 در حین صحبت کردن به جای زخم زبان و کنایه زدن و تحقیر و تمسخر با لحنی دوستانه و مهربان صحبت کنند.


 طریقه مناسب انتقاد کردن از زن :


 قبل از مطرح کردن موضوع آن را روی کاغذ بنویسید ، تا متوجه خطاهای خود نیز بشوید.


 هرگز وی را با دیگران مقایسه نکنید و مزایای آنها را به رخش نکشید، اگر می‌خواهید مقایسه‌ای در کار باشد او را با خودش مقایسه کنید یعنی خطاهای احتمالی را با رفتارهای خوب خودش در موقعیتی دیگر مقایسه نمائید.


 از دلخوری‌ها و رنجش‌های کوچک شروع کنید. پس از رفع دلخوری وی را وادار نکنید به گناهش اعتراف کند.


 کارهای خانه را به اندازه کارها و امورات بیرون از خانه، مهم بشمارید و قدردان زحماتش باشید.


 از یکدندگی و لجاجت بپرهیزید.


 در موقع صحبت کردن مواظب لحن و طرز ادای کلمات خود باشید، زیرا همانگونه که ذکر شد زنان به فراپیام پیش از پیام اهمیت می‌دهند.


 زیاد سوال کردن خانم‌ها را به نحوه ی ادراک جزیی آنها نسبت دهید، نه به استنطاق خودتان.


 به هر شکلی که می‌توانید رفع دلخوری را جشن بگیرید، (با هدیه دادن، شاخه‌گل یا هر چیز مورد نیاز طرف مقابل....


 برگرفته شده از : تبیان


[ شنبه 2/2/91 ] [ 10:0 صبح ] [ rayehezohur ]

(( روزی شخصی در خدمت درویشی گفت : در این راه ، در هر قدمی هزار چاه است . درویش گفت : راه نرفته ، نشان راه مده که چاه درکنار راه است نه در میان راه ، هر که از راه به در رود در میان چاه افتد ))
 می خواهم از رخدادی با شما صحبت کنم که اکثریت قریب به اتفاق ما انسانها بالاخره یک روزی با آن روبرو می شویم ، بله . ازدواج ؛ پدیده ای بسیار عمومی امّا بسیار مهم : از این جنبه که تغییرات زیادی را در زندگی ایجاد می کند و تبعات زیادی بر این پدیده مترتب است .
ابتدا از شما سؤالی می کنم ، ازدواج خوب است یا بد ؟ اگر درست حدس زده باشم خواهید گفت : (( بستگی دارد با چه کسی ازدواج کنید )) خیلی ها عیناً پاسخ شما را می دهند ، به اعتقاد اکثر مردم خوبی و بدی ازدواج تا حد زیادی بستگی به این دارد که با چه کسی ازدواج کنید ، البته اعتقاد من کمی فرق می کند ، معتقدم ازدواج ذاتاً خوب است اما این انتخابها هستند که مناسب یا نامناسبند و پس از انتخاب همسر ، رفتارهای پس از ازدواج هستند که مناسب یا نامناسبند .
در اطراف ما زنان و مردان زیادی هستند که زندگی تلخی را می گذرانند به این دلیل که همسر نامناسبی دارند ، همسرشان کسی نیست که به وی احترام بگذارد ، نیازهای او را درک کند ، خوش خلق و خوش رفتار باشد ، ازدواجی که می توانست برای اینها فرصتی برای رشد و بالندگی باشد همچون جهنم نقدی شده که در آن می سوزند و می سازند که یا از ترس آبرو یا بخاطر فرزندان و یا … آن را تحمل می کنند اما قلباً تعلق خاطری به پیوندشان ندارند و تنها از سر درماندگی و ناچاری به ادامه این وضعیت رقت بار و تأسف آور تن می دهند .
همسر گزینی دری از بهشت یا جهنم دنیا را برای انسان باز می کند .
(( زنی 45 ساله هستم ، سی سال قبل ازدواج کرده ام همسرم 50 سال دارد آنقدر که در این 30 سال سختی کشیده ام که متأسفانه دچار ضعف اعصاب شده ام . مهمترین مشکل و ناراحتی من مربوط به همسرم است . او در طول زندگی مشترکمان اصلاً به زندگی اهمیت نمی داد و مشکل اخلاقی داشت من با وجود تمام این مشکلات هیچ گاه گله و شکایتی از او نکرده ام . به طوریکه اقوام تصور می کنند او بهترین مرد دنیا ست . لطفاً بگویید او را چگونه متوجه اشتباهات گذشته اش بکنم ؟ ))
این قبیل افراد یا به خاطر ساده دلی و خوش بینی ، یا بخاطر اجبار ، یا به دلیل کمی غفلت و یا به هر دلیل دیگر در این دام مهلک افتاده اند لذا زندگی زناشویی را بدون هیچ نقطه روشن و امید بهبودی می گذرانند و یا هم ممکن است کارشان به طلاق و جدایی ختم شود .
حضرت علی (علیه السلام) :
 (( صاحب السوء قطعه من النار )) 
 رفیق بد ، پاره ای از آتش است .
(( از همان روزی که من بدبخت و بینوا با این مرد ازدواج کردم مرگ آرزوهایم را احساس کردم ، این مرد که اسیر نفس و منیت و خودپرستی بود ، با رفتارش زندگی را به کام من تلخ کرد ، همسرم رضا مرد زندگی نبود ، هر وقت که خشم بر تنش شلاق می کشید مانند دیوانه ها به طرفم حمله می کرد و مرا به شدت کتک می زد ، سه سال فشارهای روحی را تحمل کردم و عاقبت با کوله باری از غم و رنج از او جدا شدم و به خانه پدر برگشتم . ))


از اینگونه اتفاقات در پیرامون ما زیاد رخ می دهد و یک سؤال در ذهن ایجاد می شود که واقعاً چرا باید اینگونه مسائل و مشکلات باشد ، آیا این اتفاقات ، پدیده های گریز ناپذیری هستند که نمی توان از آنها گریخت و جزء قضا و قدرهای حتمی هستند یا اینکه می توان از آنها اجتناب کرد و می توان با تأمل و روشن بینی جلوی وقوع آنها را گرفت .
اگر تمامی مردان بد خلق یا فاسد گرفتار زنانی همچون خود می شدند و یا اگر تمامی زنان عفیف و نجیب و مهربان یار مردان همسان خویش می شدند آن وقت نه تلخی زندگی گروه اول مایه ناراحتی بود و نه سرخوشی و شادکامی گروه دوم مایه حسرت و حسادت ، چرا که هر کسی نصیب همان کسی شده که هم سنخ وی بوده است ، اما عکس حالتهای فوق بسیار اتفاق افتاده است و همین نکته است که هم مایه ناراحتی انسان است و هم هشدار دهنده و ایجاد کننده یک سؤال مهم که چرا و چگونه این وصلتها صورت می گیرد .

بنابراین اولین مطلبی که می توان به افراد به هنگام انتخاب همسر گفت این است که :
 (( مواظب باشید )) .

برای اینکه بتوانید یک انتخاب خوب داشته باشید حداقل باید به این 4 اصل زیر اعتقاد داشته باشید .
1ـ خودتان ، زندگی تان و آینده تان ، برایتان مهم باشد و ازدواج را نیزمهم بدانید :
غالباً انسانها به هنگام انتخاب همسر ، آنرا (( انتخابی یکبار و برای همیشه )) در نظر می گیرند . این مسئله اهمیت انتخاب را صد چندان می کند چرا که تبعات آن بر شما و بر کیفیت زندگی و آینده تان تأثیر شگرفی دارد ، تا زمانی که وجود خودتان و زندگیتان ، برایتان مهم نبود و تا وقتی به ارزش وجودی خودتان قائل نبودید ، آن وقت شما چه دقت نظری خواهید داشت تا دریابید که این وجود وقف چه کسی خواهد شد و از انس با وی چه بهره ای نصیب خواهد شد ، و تا وقتی که بجز فکر امروز یا افکار روزمره گی ، فردایی را برای خود تصور نکنید و برنامه ای نداشته باشید چگونه می توان صحبت از تناسبات و الزامات کرد و تا وقتی ازدواج و اهمیت انتخاب برایتان جلوه أی نداشته باشد چگونه می توان از ملاک و معیار سخن به میان آورد .
مشکل برخی از جوانهای ما این است که ازدواج را یک امر سطحی می گیرند ، زیاد در باره آن فکر نمی کنند ، طغیان شهوت و نیاز به همسر ، فزونی احساسات ، رؤیاها ، بلند پروازیها ، تصورات غیر واقعی از ازدواج و … پیچیدگی این انتخاب را افزونتر می کند ، از اینرو به مقدار کافی ، دقت ، تامل و آخربینی را ملاک انتخاب خویش قرار نمی دهند و احساسات بیشتر بر آنها حکمفرمایی می کند تا عقل و منطق ، نتیجتاً پای سندی را امضاء می کنند که چندان تصور روشنی از عاقبت آن ندارند و خود را برای آن آماده نکرده اند .
حضرت علی (علیه السلام) :
(( پیش از پرداختن به کاری بیندیش و پیش از اقدام کردن مشورت کن و پیش از یورش بردن تدبیر را به کار بند ))


(( دختری 21 ساله هستم ، چندی پیش وقتی که در دوران بلوغ بودم به جوانی علاقمند شدم و علیرغم اصرار پدر و مادر و به اجبار و اصرار خودم به عقد او در آمدم ، بعد از عقد فهمیدم که او جوانی نیست که قصد داشته باشد مرا خوشبخت کند ، از همین رو تلاش خودم را برای جدایی به کار بستم ، حق با پدر و مادرم بود ، آنها تلاششان را کردند که مانع جدایی ما بشوند ، اما من طلاق گرفتم و الآن با پدر و مادرم زندگی می کنم … ))


پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله):
ازدواج نوعی تسلیم است ، پس هر یک از شماها باید دقت کند که خود را با چه کسی در یک جایگاه قرار می دهد ( یا به چه کسی تسلیم می نماید )


2ـ انتخاب صحیح ، قاعده و قانون دارد :
اگر این سؤال را از شما بپرسم که انتخاب مناسب به چه عواملی بستگی دارد ، صادقانه چه جوابی می دهید ، آیا به شانس معتقدید ؟ یا اینکه می گوئید تا قسمت و سرنوشت چه باشد ، یا اینکه انتخاب شایسته را مشروط به داشتن موقعیت عالی می دانید . لحظه ای فکر کنید ، پیش خود این سؤال را بطور جدّی مطرح کنید که  براستی انتخاب مناسب ، چگونه اتفاق می افتد ، جوابتان هر چه باشد اما اگر انتخاب مناسب را به عوامل جبری یا شانس و تصادف مربوط دانستید و جایی برای اختیار و اراده خود نبینید ، به شما خواهم گفت که یک اندیشه بسیار خطرناک در وجودتان رخنه کرده است که همین اندیشه شما را به فلاکت می کشاند .

معمولاً اکثر انسانها در تحلیل وقایع ، به ساده ترین تجزیه و تحلیلها دست می زنند ،مخصوصاً اگر بخواهند در پس این تجزیه و تحلیلها ، به آرامشی هم دست یابند ، مطمئناً کسی که می گوید : (( قسمت ما همین بود )) هم علتی برای انتخاب خود پیدا کرده و هم آرامشی به خود ارزانی داشته است اما واقعیت مطلب مطمئناً غیر از این است .
مطمئناً اگر کمی منصف باشند دلایل معقول تری را برای وضعیت نامطلوب خود بیان می کنند ، دلایلی همچون (( بدون تحقیق ازدواج کردم )) ، (( فریب مال و جمالش را خوردم )) ، (( به تفاوتهای بین هم توجه نکردم )) ، (( ضعفهایش را جدی نگرفتم )) و …انسان را بیشتر قانع می کند تا اینکه امور را مربوط به مسائلی ماورای کنترل و اختیار آدمی منوط کنند .


3ـ در انتخاب همسر عجله نکنید :
اگر به 2 اصل قبلی معتقد شدید یعنی زندگی ، آینده و ازدواج برایتان مهم بود و انتخاب مناسب را یک امر قانونمند دانستید ، خودتان به این نتیجه می رسید که نبایستی در انتخاب همسر عجله کنید ، گر چه امروزه سن ازدواج در میان جوانان نسبت به گذشته بلاتر رفته ، اما این بدان معنا نیست که آنها احتیاط بیشتری را در انتخاب همسر کرده و زیاد عجله نمی کنند ، بلکه برخی از جوانها به هنگام تصمیم برای ازدواج ، خیلی عجولانه به این کار اقدام می کنند و اگر تأخیر در ازدواج چندین سال طول کشیده ، تصمیم گیری آنها در حد چند هفته یا حتی کمتر رخ می دهد . (( اشتیاق بیش از حد به ازدواج اغلب با احساس قدرتمند هیجان ناشی از ازدواج همراه است ، البته واقعیتی است که ازدواج ماجرایی جالب و هیجان انگیز است اما کسانی که بیش از حد تحت تأثیر هیجان ازدواج قرار می گیرند ، متوجه مسئولیت سنگینی که ازدواج بر دوش آنان می گذارد نیستند ، از اینرو ممکن است تن به ازدواجی بدهند که از بوته آزمایش زمان سربلند بیرون نرود ، خیلی ها چنان برای ازدواج بی تاب می شوند که مشکلات موجود را لمس نمی کنند . اشتیاق بیش از حد به ازدواج یکی از علل شکست ازدواجهاست . تن دادن به ازدواجی برای همه مدت عمر به ذهنی روشن و عاری از شتاب احتیاج دارد .


4ـ خودتان فعالانه در میدان انتخاب حضور داشته باشید و نهایتاً تصمیم نهایی را خودتان بگیرید :
چون انتخاب همسر با سرنوشت شما بیش از همه در ارتباط است پس لازم است که اولاً : بسیار تأمل و دوراندیشی کنید ، ثانیاً : تحقیق جامعی کنید . ثالثاً : خودتان تصمیم نهایی را بگیرید .
از دیگران کمک بگیرید ، با آنها مشورت بکنید ، نظرات آنها را جویا شوید اما نهایتاً چون شما می خواهید ازدواج کنید و نه کسی دیگر ، لازم است که تصمیم نهایی را خودتان بگیرید و برای اینکار لازم است خود را از موضع منفعلانه در آورید و فعالانه عمل کنید .
اگر به چهار اصل فوق معتقد شوید همین چهار اصل تغییرات مهمی را در اندیشه و عمل شما ایجاد می کند و برای ادامه کار ، شما را از اضطراب و سر در گمی نجات می دهد و این مژده را می توانم به شما بدهم که انتخاب خوبی خواهید داشت . انشاءالله



منابع مورد استفاده:کد و مطبخ قلندری ، ادهم خلخالی ، به اهتمام احمد مجاهد ، صفحه 36
 مجله خانواده ، شماره 119 ، صفحه 7
 غررالحکم و دررالکلم ، ترجمه محمد علی انصاری ، صفحه 454
 مجله خانواده ، شماره 151 ، صفحه11
 تفکّر قَبلَ اَنْ تَعزَمْ وَ شَاوِر قَبلَ اَنْ تقدم و تَدبّر قبل ان تَهجم ؛ غررالحکم ودررالکلم ، صفحه 353
  مجله خانواده ، شماره 82 ، صفحه6
 اَلنّکاحُ رِقُّ فَلْینظَر اَحدکم اَین یضَع کَریمته ؛ محجه البیضاء ، جلد 3 ، صفحه 94
 در جستجوی عشق زندگی ، کلارک وارن ، ترجمه مهدی قراچه داغی ، صفحه 5
 همان مدرک ، صفحه 194
 همان مدرک ، صفحه 21


[ شنبه 2/2/91 ] [ 9:56 صبح ] [ rayehezohur ]


 



یک روز از یک زوج خوشبخت سوال کردم
دلیل موفقیت شما در چیست ؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی‌کنید؟


.


.


.


آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم
قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم!
گفتم: آفرین! زنده‌باد ! تو آبروی همه‌ی مردها را خریده‌ای ! من بهت افتخار می‌کنم.
حالا این مسائل جزئی که خانمت در مورد اونها حق اظهارنظر داره، چیه ؟
آقاهه گفت: مسائل بی‌اهمیتی مثل این که ما با کی رفت ‌و‌ آمد کنیم، چند تا بچه داشته باشیم، کجا زندگی کنیم، کی خانه بخریم، ماشین‌مان چه باشد، چی بخوریم، چی بپوشیم و ...
گفتم: پس اون مسائل کلی و مهم که تو در موردش نظر می‌دی، چیه ؟
آقاهه گفت: من در مورد مسائل بحران خاور میانه، نوسانات دلار، قیمت نفت و اوضاع جاری مملکت نظر می‌دهم




[ سه شنبه 29/1/91 ] [ 2:7 عصر ] [ rayehezohur ]

آیا می‌شود آن‌هایی که در این دنیا زن و شوهر بوده‌اند در آن دنیا هم زوج باشند آیا این یک قانون کلی است که مردان و زنان صالحه این دنیا، در آن دنیا هم زوج همدیگر باشند یا اینکه اختیار به دست زن می‌باشد و او می‌تواند دیگری را انتخاب کند؟
پاسخ در چند محور ارائه می‌شود:
1. قبل از هر چیز باید اشاره شود که جزئیات نحوه زندگی انسان در آخرت از نظر بسیاری از مسایل به طور کامل و صد درصد با تمام امور جزئی برای کسی جزء حضرات معصومین ـ علیهم السّلام ـ روشن نیست و ما تنها بر اساس برخی آیات و روایات به مواردی بسیار اندک از نحوه زندگی در آخرت آگاه هستیم.
2. نکته دیگر آن است که جریان پیوند زناشویی که از طریق ازدواج بین یک مرد و زن پدید می‌آید تنها مربوط به عالم دنیا است و زنانی که در دنیا همسری داشته‌اند ملزم نیستند که در آخرت هم با همان شخصی زندگی کنند. چون عقد زناشویی که بین آن دو خوانده شده مربوط به زندگی دنیایی آن‌هاست و در آخرت هر کسی مهمان عمل خود است و اختیار خود را دارند. لکن در برخی روایات اشاره شده که در آخرت خداوند زنان مؤمنه را به صورت حورالعین در می‌آورد و با همسران صالح خود در بهشت نیز زندگی می‌کنند.[1] اما این گونه روایات به مفهوم آن نخواهد بود که زنان مجبور باشند که در آخرت نیز با همسران دنیایی خود زندگی کنند. اما اگر خود بخواهند می‌توانند.[2]
و هم چنین در تفسیر مجمع‌البیان آمده که مراد از زنانی که در بهشت نصیب انسان می‌شوند همین زنانی هستند که مؤمنین در دنیا دارند ولی در آخرت به صورت حورالعین در می‌آیند و با همسران خود در بهشت زندگی می‌کنند.[3] از این مطلب معلوم می‌شود که در بهشت نیز زنان می‌توانند با همسران دنیایی خود زندگی کنند.
در برخی روایات آمده که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:در بهشت بازاری است که در آن جا هیچ خرید و فروشی نیست مگر صورت‌هایی از مردان و زنان هر کس میل و اشتهای صورتی را داشته باشد در آن بازار داخل می‌شود و آن جا مجتمع حورالعین است. از این روایت نیز به خوبی بدست می‌آید که زنان مثل مردان می‌تواند مردی مورد علاقه خود را در بازار بهشتی بیابند و با آن زندگی کند
سرانجام زنانی که شوهرانشان اهل جهنم است
سرانجام زنان بی شوهر و یا زنانی که شوهرشان اهل جهنم است نظیر آسیه زن فرعون، در بهشت چه خواهد شد؟
باید گفت: چون در بهشت برای بهشتیان همه چیز فراهم است و هرگونه لذت در اختیار آنان قرار می‌گیرد،[4] طبق این اصل کلی برای آن دسته از زنان در بهشت همسران صالح بهشتی فراهم خواهد شد تا آن دسته از زنان مؤمنه در کنار آن همسران خود زندگی خوب و شیرین داشته باشد. (توضیح این مسئله در بند بعدی خواهد آمد)
مثلاً در قرآن کریم آمده: (و فیها ما تشتهیه الانفس و تلذ الاعین)[5] یعنی در بهشت آنچه دل می‌خواهد و چشم از آن لذت می‌برد موجود است و از آن جا که جمله (ما تشتهیه الا نفس) همه نوع لذت‌ها را شامل می‌شود.[6]
می‌توان گفت که زنان بهشتی از داشتن همسران صالح بهشتی بهره‌مند خواهد بود. و در آیه دیگر نیز به همین مسئله که هر چه مورد آرزوی بهشتیان باشد تأکید شده و فرمود: (و لکم فیها ما تشتهی انفسکم و لکم فیها ما تدّعون)[7] یعنی برای شما هر چه بخواهید در بهشت فراهم است و هر چه طلب کنید به شما می‌دهند . و روشن‌تر از همه این آیه مبارکه است که می‌فرماید: (و لهم فیها ازواج مطهره)[8] یعنی برای بهشتیان در آن جا همسران پاک و پاکیزه است.
از مجموع این آیات به خوبی به دست می‌آید که زنان بهشتی همانند مردان بهشتی از هرگونه لذت دل خواه بهره مند خواهند بود و از جمله لذت زندگی با همسر دل خواه.[9] و هم چنین در برخی روایات آمده که پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:در بهشت بازاری است که در آن جا هیچ خرید و فروشی نیست مگر صورت‌هایی از مردان و زنان هر کس میل و اشتهای صورتی را داشته باشد در آن بازار داخل می‌شود و آن جا مجتمع حورالعین است.[10] از این روایت نیز به خوبی بدست می‌آید که زنان مثل مردان می‌تواند مردی مورد علاقه خود را در بازار بهشتی بیابند و با آن زندگی کند.


پی‌نوشت‌ها:
 


[1] . مجلسی، بحارالانوار، ج 8، ص 213.
[2] . همان.
[3] . طبرسی، مجمع‌البیان، ج 1 ـ 2، ص 81، ذیل آیه 25، سوره بقره.
[4] . سوره واقعه، آیه 21.
[5] . سوره زخرف، آیه 7.
[6] . ناصر مکارم، پیام قرآن، ج 6، ص 273.
[7] . سوره فصلت، آیه 31.
[8] . سوره بقره، آیه 25.
[9] . ناصر مکارم، پیام قرآن، ح 6، ص 260.
[10] . جامع الاخبار، فصل 137، ص202.


[ دوشنبه 21/1/91 ] [ 2:0 عصر ] [ rayehezohur ]

شاگردی از استادش پرسید: محبت چیست؟ استاد: به گندم­ زار برو و پر خوشه­ ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم­ زار، به یاد داشته باش که نمی­ توانی به عقب برگردی تا خوشه­ ای بچینی.


شاگرد به گندم­ زار رفت و پس از مدتی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟ شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ؛ هر چه جلو می­ رفتم خوشه­ های پرپشت­ تر می­ دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت­ تر، تا انتهای گندم­ زار رفتم. استاد: محبت یعنی همین.


شاگرد: پس ازدواج چیست؟ استاد: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور، اما به یاد داشته باش که باز هم نمی­ توانی به عقب برگردی. شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد: چه شد؟ شاگرد: به جنگل رفتم و اولین درخت بلند را که دیدم انتخاب کردم؛ ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.


[ دوشنبه 21/1/91 ] [ 8:57 صبح ] [ rayehezohur ]

شوهر مریم چند ماه بود که در بیمارستان بسترى بود. بیشتر وقت‌ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مى‌کرد و کمى هوشیار مى‌شد. امّا در تمام این مدّت، مریم هر روز در کنار بسترش بود.


 یک روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد از مریم خواست که نزدیک‌تر بیاید.


 


مریم صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود.


 


شوهر مریم که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت:


«تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده‌اى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانه‌مان را از دست دادیم، باز هم تو پیشم بودى. الان هم که سلامتیم به خطر افتاده باز تو همیشه در کنارم هستى. و مى‌دونى چى می‌خوام بگم؟»


 


مریم در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مى‌خواى بگى عزیزم؟»


شوهر مریم گفت: «فکر مى‌کنم وجود تو براى من بدشانسى میاره!»


[ دوشنبه 21/1/91 ] [ 8:56 صبح ] [ rayehezohur ]

بارها با همدیگر در رستورانی یا گوشه ی پارکی می نشستیم و غذایی می خوردیم. بارها شده بود که با هم به مسافرت می رفتیم، توی شهرها گشتی می زدیم و در جایی استراحت می کردیم. بارها شده بود که با هم به میهمانی دعوت شده بودیم و لحظاتی خوش را در آن سپری کرده بودیم. بارها شده بود که با هم، هم صحبت شده بودیم و از هر دری سخن گفته بودیم.
بارها با همدیگر قدم زده بودیم و با هر بهانه ای از خاطراتمان یاد کرده بودیم. بارها تا دیروقت به آلبوم عکس های مشترکمان چشم دوخته بودیم و در هر صفحه و با هر عکس، پنجره ای از دنیای خاطرات برای خودمان باز کرده بودیم.
الان که هر دو پا به میان سالی گذاشته ایم هنوز هم خیلی حرف ها برای گفتن داریم. هنوز هم به خیلی فرصت ها نیاز داریم تا بنشینیم و گذشته ها را مرور کنیم. هنوز هم خیلی از حرف هایی را که به هم گفته ایم به یاد داریم.
ولی در این میان همیشه دو کلمه مثل سنگ نوشته های باستانی حک شده در سینه ی کوهها جاودانی شده است. مطمئنم اگر قرار باشد امروز هم برای پلاک گلوبندش جمله ای انتخاب کند، همین دو کلمه را برمی گزیند. خودش می گوید همه ی خاطرات و حرف های قشنگ زندگی یک طرف، این دو کلمه را هم که روز اول به من گفتی یک طرف. می گوید دست خودم نیست؛ از قلبم بیرون نمی رود.
یقین دارم اگر بعد از این همه سال باز هم بخواهم کادویی بهش بدهم دوست دارد همین دو کلمه را رویش بخواند: «دوستت دارم.»



[ شنبه 19/1/91 ] [ 11:29 صبح ] [ rayehezohur ]


1– مرا تحسین کن.


2 – می دانم که همیشه با من موافق نیستی و برخی از تصمیم هایم را نمی پسندی، اما همیشه تاکید کن که عاشقم هستی.


3 – سعی کن نیازهای مهم مرا برطرف کنی، مثل نیاز جنسی و صداقت.


4 – مرا همین طور که هستم بپذیر و سعی نکن مرا تغییر دهی.


5 – طوری با من رفتار کن که احساس کنم بی همتا هستم. گاهی مردها مثل پسربچه ها می شوند.


6 – اگر می خواهی با من حرف بزنی، اول از من بپرس که در حال و هوای گفت و گو هستم یا نه. اگر نیستم، اصرار نکن.


7 – ما مردها گاهی به غار خودمان پناه می بریم. کمی به من زمان بده تا از غارم بیرون بیایم؛ آن گاه خودم به سوی تو خواهم آمد.


8 – وقتی گیج و سردرگم هستم به من نگو چه کار باید بکنم. وقتی در این حالت هستم سعی کن به نحوی مرا به مسیر مناسب برگردانی.


9 – هرگز مرا با شوهر دیگران مقایسه نکن.


10 – کارم برایم مهم است و من به آن نیاز دارم. زمانی که از کارم رضایت دارم، درباره چیزهای دیگر نیز احساس خوبی دارم.


11 – درک کن که برای کسب آرامش نیاز دارم تلویزیون تماشا کنم، به خصوص مسابقه فوتبال.


12 – درک کن که خیلی دوست دارم گاهی برای رابطه جنسی پیشقدم شوی.


13 – سعی نکن برای هر کاری که می کنم مرا سوال پیچ کنی و از من توضیح بخواهی. به قضاوتم احترام بگذار.


14 – به پدر و مادرم و خانواده ام احترام بگذار.


15 – زمانی که عصبانی می شوم، سعی کن صبور باشی.


16 – هرگز تصور نکن از قبل درباره هر حرفی که به تو می زنم فکر کرده ام. از این رو، مرا سرزنش نکن چرا حرفی زده ام که تو را عصبانی کرده است.


17 – نزد خانواده خودم و خانواده خودت و دوستانم از من بد گویی نکن.


18 – بیشتر مسایلی که بین من و تو می گذرد، محرمانه است؛ قرار نیست دیگران از آن مطلع باشند.


19 – وقتی با لحن پرتوقع حرف می زنی، چیزی جز این نمی شنوم که به اندازه کافی مفید نبوده ام و در را ضی کردن تو ناکام شده ام.


20 – تا زمانی که به طور مستقیم از تو درخواست توصیه نکرده ام، یعنی خواهان هیچ توصیه ای نیستم. توصیه هایی که در این جور مواقع می کنی باعث می شود احساس کنم می خواهی برای من تعیین تکلیف کنی.


21 – خواهشم از تو این است که هرچه را می خواهی، از من درخواست کن؛ چون به طور غریزی نیازهای تو را به یاد نمی آورم.


22 – به یاد داشته باش که من دوست دارم کارهایی شخصی مختص خودم داشته باشم که تحت اختیار خودم باشد.


23 – من بیشتر دوست دارم کارهایی را برایت انجام دهم که خودم آنها را انتخاب کرده باشم، نه این که مجبور باشم انجامش دهم.


24 – اگر گاهی پیش می آید که از تو فاصله می گیرم و بی توجهم، خیال نکن تو را دوست ندارم بلکه بی توجهی ام شاید نشانه این باشد که تحت فشار و تنش هستم.


25 – اگر در رابطه جنسی رضایتم تأمین شود، هر نوع دلخوری و فشار عصبی و تنش که در من وجود دارد، ناپدید خواهد شد.


26 – ما مردها فقط خواهان رابطه جنسی نیستیم بلکه خواهان عشق هستیم و تنها راهی که می توانیم عشقمان را ابراز کنیم، رابطه جنسی است.


27 – وقتی به داشتن رابطه جنسی با من اشتیاق نشان می دهی، این پیام را به من می رسانی که پذیرای من هستی و به من اعتماد داری. بدین طریق می توانم احساس قدرت کنم.


28 – اگر نتوانم «نه» بگویم احساس می کنم تحت سلطه هستم. وقتی آزادی «نه» گفتن را داشته باشم، احتمال «بله» گفتنم بیشتر می شود.


29 – گاهی با هم جر و بحث و دعوا می کنیم؛ چنین چیزی طبیعی است. اما مراقب حرف هایی که به من می زنی باش و هرگز خیال نکن دیگر دوستت ندارم.


30 – همان طور که تو عاشق گل گرفتن هستی، من هم دوست دارم چند ساعتی با دوستانم خوش باشم؛ اما مطمئن باش با شوق و ذوق و انرژی بیشتری نزد تو برخواهم گشت.


31 – قرار نیست همه کارها را با هم انجام بدهیم. اگر من می خواهم تلویزیون تماشا کنم و تو دوست داری به سینما یا خرید بروی، بهتر است هرکدام به فعالیت مورد علاقه خودمان بپردازیم.


32 – این حقیقت را بدان که من ذهن خوان نیستم. پس اگر خواسته و نیازی داری، به من بگو.


33 – گاهی به طور غیرمنتظره بغلم کن و به من ابراز عشق و علاقه کن.


34 – هرگز در حین ارتباط جنسی تحقیرم نکن، سرزنشم نکن، مرا ناتوان نخوان و نگو که مرد نیستم.


35 – می دانم تو مادرم نیستی، اما گاهی دوست دارم بچه شوم و تو خواسته های مرا برآورده کنی.


36 – هرگز خیال نکن من آدم کامل و بی نقصی هستم. اما بدان که تمام سعی ام را می کنم تا قهرمان زندگی ات باشم.


37 – همیشه مرا منبع آرامش، شادی و سرگرمی ات ندان. گاهی هم باید بتوانی برای خودت شوهری کنی.


38 – به یاد داشته باشد که من عاشق زنی قوی و توانمند و مستقل هستم، نه زنی نیازمند و وابسته.


39 – هرگز سکوت مرا به اشتباه تفسیر نکن. سکوتم به معنای بی توجهی به تو نیست بلکه درواقع می خواهم بگویم: «هنوز نمی دانم چه بگویم. اما دارم درباره اش فکر می کنم.»


40 – وقتی در حال فکر کردنم یا در غارم فرو رفته ام، سعی نکن از من انتقاد کنی، به من راه حل نده، از من نخواه احساساتم را بیان کنم، به حالم تاسف نخور. فقط به من زمان بده.


41 – گاهی احساس می کنی از تو فاصله گرفته ام. این امر طبیعی است چون من به استقلال نیاز دارم. اما پس از مدتی به سوی تو بازمی گردم چون به عشق و صمیمیت تو نیاز دارم.


42 – احساساتت را با من در میان بگذار و اجازه نده روی هم انباشته شوند، مبادا ناگهان منفجر شوند.


43 – برایم خیلی مهم است که به قدرت و توان مردانگی ام باور داشته باشی و بدانی که می توانم از پس مشکلات بربیایم.


44 – به من برای رشد و تغییر کمک کن. این بدان معنا نیست که مرا سرزنش و در موردم قضاوت کنی، من زن زندگی می خواهم نه زن ایرادگیر.


45 – برایم غذاهای خوشمزه درست کن، با این کار بیشتر احساس عشق می کنم.


46 – به من اجازه بده گاهی به تنهایی یا با دوستانم به مسافرت بروم، همان طور که من چنین فرصتی به تو می دهم.


47 – وقتی به بچه ها ویتامین می دهی، مرا هم فراموش نکن!


48 – به من فرصت بده عشق ورزیدن را بیاموزم و درمورد تو به کار ببرم.


49 – وقتی مشکلی داری به من بگو. درست نیست به من بگویی مشکلی ندارم و سپس از من توقع داشته باشی حدس بزنم مشکلت چیست.


50 – همیشه باورم کن.


[ شنبه 19/1/91 ] [ 11:20 صبح ] [ rayehezohur ]

1 )به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید. وقتی از فاعل من استفاده می کنید، مسوولیت احساس تان را می پذیرید و احتمال اینکه همسرتان به حرف شما اهـمـیت بدهد، بیشـتر می شود و بنابراین بهتر است بگویید: «من عصبانی هستم»، «من به شما افتخار می کنم.»
2 )از کلمات «همیشه و هرگز» استفاده نکنید. زیرا کلمات هرگز و همیشه بیش از اندازه قدرتمند هسـتند و طرف مقابل شما را خشمـگین می کند. مثلا می گویید «تو هـمـیشه دیـر می آیی.» «هیچ وقت دست به سیاه و سفید نمی زنی.»


 


3 )صحبت همسرتان را قطع نکنید. زمانی که صحبتش را قطع می کنید، او را عصبانی می کنید و به او این احساس را می دهید که کسی به حرف شما گوش نمی کند و برای آن ارزشی قایل نیست.
4 )از ذهن خوانی پرهیز کنید. این مساله هنگامی است که شما راجع به افکار و احساسات سایرین فرضیه ای منفی می سازید. به عبارت دیگر شما برداشت های خود را به دیگران نسـبت می دهید، تصور می کنید مردم این گونه فکر می کنند عباراتی از قبیل: «تو می خواستی مرا اذیت کنی»، «تو دوستان مرا نمی پسندی» «تو می خواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم.»
5 )رنجش های قدیمی را از نو زنده نکنید. مسایلی که قبلا شما را رنجانده است و به اندازه کافی در مورد آن مشاجره داشته اید را مجددا مطرح نکنید.
6 )از برچسب زدن و ناسزا گفتن خود داری کنید، مثلا از کلمات خودخواه، بی ملاحظه و بدجنس خودداری کنید.
7 )همسرتان را با دیگران مقایسه نکنید. اگر می خواهید مقایسه ای در کار باشد او را با خودش مقایسه کنید.
8 )در مواقعی که میهمان دارید با همسرتان جنگ و جدال نکنید. حرمت همسرتان را نگه دارید و در حفظ شخصیتش بکوشید.
9 )از طرح سوال هایی که با «چرا» شروع می شوند، اجـتناب کنید. سوال هـایی که با چـرا شـروع می شوند، می توانند اثر مبارزه جویانه و سرزنش آمیز داشته باشند. مثلا چرا آن کار را کردی؟ یا چرا این طوری فکر می کنی؟ طرح این گونه سوال ها افراد را در حالت دفاعی قرار می دهد و در آنها مقاومت ایجاد می کند.
10 )با طعنه و کنایه صحبت نکنید. با گوشه و کنایه صحبت کردن آفت زندگی و باعث تیرگی زندگی می شود.


[ شنبه 19/1/91 ] [ 10:25 صبح ] [ rayehezohur ]

بهتر است این موضوع را به آقایان نگویید اما تحقیقات پژوهشگران دانشگاه ولشکایر نشان داده، زنانی که زندگی مشترک خوبی دارند از همسران خود خوشحال تر و سالم تر هستند. در واقع کیفیت زندگی این زنان از کیفیت زندگی همسران آن ها بالاتر ارزیابی می شود. برخی روان شناسان معتقدند، در یک رابطه عاشقانه نیازهای روحی زنان بیشتر از مردان پاسخ می گیرد و این دلیل کیفیت بالاتر زندگی آن ها در چنین شرایطی است ولی دکتر نورااسپارن، متخصص روان شناسی می گوید: «زنان بیشتر از مردان از احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن لذت می برند و احساس شادی آن ها از این موضوع تاثیر بیشتری در وضعیت خلق وخو و کیفیت زندگی آن ها دارد.»


[ شنبه 19/1/91 ] [ 9:29 صبح ] [ rayehezohur ]
   1   2   3   4   5   >>   >
درباره وبلاگ

rayehezohur[116]
این وبلاگ یک وبلاگ گروهی است؛ گروهی به نام رایحه ظهور که عمده هدفش انجام کار فرهنگی ونیز ارائه ی مشاوره های تخصصی برای جوانان می باشد.
موضوعات وب
آمار و امکانات وب

بازدید امروز: 23
بازدید دیروز: 53
کل بازدیدها: 15138

آپلودچت رومعکسفالخریداسم های ایرانی