|
رایحه ظهور زنجان | ||
|
روش مناسب انتقاد کردن از مردان : زن باید قبل از مطرح کردن دلخوری، آن را روی کاغذ بنویسد، زیرا به این ترتیب سهم خود را در پیشامد مربوط بهتر خواهد دید، از سوی دیگر نوشتن ماجرا موجب آرامش نسبی فرد میشود و در عین حال با نوشتن، بیشتر به علتهای آن واقف میگردد. پیش از صحبت کردن خود را به جای همسرش بگذارد. با این کار بهتر به مشکلات همسرش پی میبرد . حتیالمقدور قبل از صحبت با همسر خود ، موضوع را با دیگران مطرح نکند، مگر نیاز مبرم احساس نماید . در ابتدای صحبت تاکید کند که قصدش از مطرح کردن رنجش، رسیدن به حسن تفاهم است. پیشاپیش یادآوری نماید شاید اصل ماجرا یک سوءتفاهم باشد، غرض از صحبت، رفع کردن آن است. سعی نمایند از نکات مثبت شخصیت او و کارهای مطلوبی که انجام داده است ذکری به میان آورد تا فضای مذاکره صمیمی شود. در حین صحبت کردن به جای زخم زبان و کنایه زدن و تحقیر و تمسخر با لحنی دوستانه و مهربان صحبت کنند. طریقه مناسب انتقاد کردن از زن : قبل از مطرح کردن موضوع آن را روی کاغذ بنویسید ، تا متوجه خطاهای خود نیز بشوید. هرگز وی را با دیگران مقایسه نکنید و مزایای آنها را به رخش نکشید، اگر میخواهید مقایسهای در کار باشد او را با خودش مقایسه کنید یعنی خطاهای احتمالی را با رفتارهای خوب خودش در موقعیتی دیگر مقایسه نمائید. از دلخوریها و رنجشهای کوچک شروع کنید. پس از رفع دلخوری وی را وادار نکنید به گناهش اعتراف کند. کارهای خانه را به اندازه کارها و امورات بیرون از خانه، مهم بشمارید و قدردان زحماتش باشید. از یکدندگی و لجاجت بپرهیزید. در موقع صحبت کردن مواظب لحن و طرز ادای کلمات خود باشید، زیرا همانگونه که ذکر شد زنان به فراپیام پیش از پیام اهمیت میدهند. زیاد سوال کردن خانمها را به نحوه ی ادراک جزیی آنها نسبت دهید، نه به استنطاق خودتان. به هر شکلی که میتوانید رفع دلخوری را جشن بگیرید، (با هدیه دادن، شاخهگل یا هر چیز مورد نیاز طرف مقابل.... برگرفته شده از : تبیان [ شنبه 2/2/91 ] [ 10:0 صبح ] [ rayehezohur ]
(( روزی شخصی در خدمت درویشی گفت : در این راه ، در هر قدمی هزار چاه است . درویش گفت : راه نرفته ، نشان راه مده که چاه درکنار راه است نه در میان راه ، هر که از راه به در رود در میان چاه افتد )) از اینگونه اتفاقات در پیرامون ما زیاد رخ می دهد و یک سؤال در ذهن ایجاد می شود که واقعاً چرا باید اینگونه مسائل و مشکلات باشد ، آیا این اتفاقات ، پدیده های گریز ناپذیری هستند که نمی توان از آنها گریخت و جزء قضا و قدرهای حتمی هستند یا اینکه می توان از آنها اجتناب کرد و می توان با تأمل و روشن بینی جلوی وقوع آنها را گرفت . (( دختری 21 ساله هستم ، چندی پیش وقتی که در دوران بلوغ بودم به جوانی علاقمند شدم و علیرغم اصرار پدر و مادر و به اجبار و اصرار خودم به عقد او در آمدم ، بعد از عقد فهمیدم که او جوانی نیست که قصد داشته باشد مرا خوشبخت کند ، از همین رو تلاش خودم را برای جدایی به کار بستم ، حق با پدر و مادرم بود ، آنها تلاششان را کردند که مانع جدایی ما بشوند ، اما من طلاق گرفتم و الآن با پدر و مادرم زندگی می کنم … )) پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله): 2ـ انتخاب صحیح ، قاعده و قانون دارد : 3ـ در انتخاب همسر عجله نکنید : 4ـ خودتان فعالانه در میدان انتخاب حضور داشته باشید و نهایتاً تصمیم نهایی را خودتان بگیرید :
[ شنبه 2/2/91 ] [ 9:56 صبح ] [ rayehezohur ]
یک روز از یک زوج خوشبخت سوال کردم . . . آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم [ سه شنبه 29/1/91 ] [ 2:7 عصر ] [ rayehezohur ]
آیا میشود آنهایی که در این دنیا زن و شوهر بودهاند در آن دنیا هم زوج باشند آیا این یک قانون کلی است که مردان و زنان صالحه این دنیا، در آن دنیا هم زوج همدیگر باشند یا اینکه اختیار به دست زن میباشد و او میتواند دیگری را انتخاب کند؟ پینوشتها: [1] . مجلسی، بحارالانوار، ج 8، ص 213. [ دوشنبه 21/1/91 ] [ 2:0 عصر ] [ rayehezohur ]
شاگردی از استادش پرسید: محبت چیست؟ استاد: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی. شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی برگشت. استاد پرسید: چه آوردی؟ شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ؛ هر چه جلو می رفتم خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت تر، تا انتهای گندم زار رفتم. استاد: محبت یعنی همین. شاگرد: پس ازدواج چیست؟ استاد: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور، اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی. شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد: چه شد؟ شاگرد: به جنگل رفتم و اولین درخت بلند را که دیدم انتخاب کردم؛ ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. [ دوشنبه 21/1/91 ] [ 8:57 صبح ] [ rayehezohur ]
شوهر مریم چند ماه بود که در بیمارستان بسترى بود. بیشتر وقتها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مىکرد و کمى هوشیار مىشد. امّا در تمام این مدّت، مریم هر روز در کنار بسترش بود. یک روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد از مریم خواست که نزدیکتر بیاید.
مریم صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود.
شوهر مریم که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت: «تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بودهاى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانهمان را از دست دادیم، باز هم تو پیشم بودى. الان هم که سلامتیم به خطر افتاده باز تو همیشه در کنارم هستى. و مىدونى چى میخوام بگم؟»
مریم در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مىخواى بگى عزیزم؟» شوهر مریم گفت: «فکر مىکنم وجود تو براى من بدشانسى میاره!» [ دوشنبه 21/1/91 ] [ 8:56 صبح ] [ rayehezohur ]
بارها با همدیگر در رستورانی یا گوشه ی پارکی می نشستیم و غذایی می خوردیم. بارها شده بود که با هم به مسافرت می رفتیم، توی شهرها گشتی می زدیم و در جایی استراحت می کردیم. بارها شده بود که با هم به میهمانی دعوت شده بودیم و لحظاتی خوش را در آن سپری کرده بودیم. بارها شده بود که با هم، هم صحبت شده بودیم و از هر دری سخن گفته بودیم.
[ شنبه 19/1/91 ] [ 11:29 صبح ] [ rayehezohur ]
1– مرا تحسین کن. 2 – می دانم که همیشه با من موافق نیستی و برخی از تصمیم هایم را نمی پسندی، اما همیشه تاکید کن که عاشقم هستی. 3 – سعی کن نیازهای مهم مرا برطرف کنی، مثل نیاز جنسی و صداقت. 4 – مرا همین طور که هستم بپذیر و سعی نکن مرا تغییر دهی. 5 – طوری با من رفتار کن که احساس کنم بی همتا هستم. گاهی مردها مثل پسربچه ها می شوند. 6 – اگر می خواهی با من حرف بزنی، اول از من بپرس که در حال و هوای گفت و گو هستم یا نه. اگر نیستم، اصرار نکن. 7 – ما مردها گاهی به غار خودمان پناه می بریم. کمی به من زمان بده تا از غارم بیرون بیایم؛ آن گاه خودم به سوی تو خواهم آمد. 8 – وقتی گیج و سردرگم هستم به من نگو چه کار باید بکنم. وقتی در این حالت هستم سعی کن به نحوی مرا به مسیر مناسب برگردانی. 9 – هرگز مرا با شوهر دیگران مقایسه نکن. 10 – کارم برایم مهم است و من به آن نیاز دارم. زمانی که از کارم رضایت دارم، درباره چیزهای دیگر نیز احساس خوبی دارم. 11 – درک کن که برای کسب آرامش نیاز دارم تلویزیون تماشا کنم، به خصوص مسابقه فوتبال. 12 – درک کن که خیلی دوست دارم گاهی برای رابطه جنسی پیشقدم شوی. 13 – سعی نکن برای هر کاری که می کنم مرا سوال پیچ کنی و از من توضیح بخواهی. به قضاوتم احترام بگذار. 14 – به پدر و مادرم و خانواده ام احترام بگذار. 15 – زمانی که عصبانی می شوم، سعی کن صبور باشی. 16 – هرگز تصور نکن از قبل درباره هر حرفی که به تو می زنم فکر کرده ام. از این رو، مرا سرزنش نکن چرا حرفی زده ام که تو را عصبانی کرده است. 17 – نزد خانواده خودم و خانواده خودت و دوستانم از من بد گویی نکن. 18 – بیشتر مسایلی که بین من و تو می گذرد، محرمانه است؛ قرار نیست دیگران از آن مطلع باشند. 19 – وقتی با لحن پرتوقع حرف می زنی، چیزی جز این نمی شنوم که به اندازه کافی مفید نبوده ام و در را ضی کردن تو ناکام شده ام. 20 – تا زمانی که به طور مستقیم از تو درخواست توصیه نکرده ام، یعنی خواهان هیچ توصیه ای نیستم. توصیه هایی که در این جور مواقع می کنی باعث می شود احساس کنم می خواهی برای من تعیین تکلیف کنی. 21 – خواهشم از تو این است که هرچه را می خواهی، از من درخواست کن؛ چون به طور غریزی نیازهای تو را به یاد نمی آورم. 22 – به یاد داشته باش که من دوست دارم کارهایی شخصی مختص خودم داشته باشم که تحت اختیار خودم باشد. 23 – من بیشتر دوست دارم کارهایی را برایت انجام دهم که خودم آنها را انتخاب کرده باشم، نه این که مجبور باشم انجامش دهم. 24 – اگر گاهی پیش می آید که از تو فاصله می گیرم و بی توجهم، خیال نکن تو را دوست ندارم بلکه بی توجهی ام شاید نشانه این باشد که تحت فشار و تنش هستم. 25 – اگر در رابطه جنسی رضایتم تأمین شود، هر نوع دلخوری و فشار عصبی و تنش که در من وجود دارد، ناپدید خواهد شد. 26 – ما مردها فقط خواهان رابطه جنسی نیستیم بلکه خواهان عشق هستیم و تنها راهی که می توانیم عشقمان را ابراز کنیم، رابطه جنسی است. 27 – وقتی به داشتن رابطه جنسی با من اشتیاق نشان می دهی، این پیام را به من می رسانی که پذیرای من هستی و به من اعتماد داری. بدین طریق می توانم احساس قدرت کنم. 28 – اگر نتوانم «نه» بگویم احساس می کنم تحت سلطه هستم. وقتی آزادی «نه» گفتن را داشته باشم، احتمال «بله» گفتنم بیشتر می شود. 29 – گاهی با هم جر و بحث و دعوا می کنیم؛ چنین چیزی طبیعی است. اما مراقب حرف هایی که به من می زنی باش و هرگز خیال نکن دیگر دوستت ندارم. 30 – همان طور که تو عاشق گل گرفتن هستی، من هم دوست دارم چند ساعتی با دوستانم خوش باشم؛ اما مطمئن باش با شوق و ذوق و انرژی بیشتری نزد تو برخواهم گشت. 31 – قرار نیست همه کارها را با هم انجام بدهیم. اگر من می خواهم تلویزیون تماشا کنم و تو دوست داری به سینما یا خرید بروی، بهتر است هرکدام به فعالیت مورد علاقه خودمان بپردازیم. 32 – این حقیقت را بدان که من ذهن خوان نیستم. پس اگر خواسته و نیازی داری، به من بگو. 33 – گاهی به طور غیرمنتظره بغلم کن و به من ابراز عشق و علاقه کن. 34 – هرگز در حین ارتباط جنسی تحقیرم نکن، سرزنشم نکن، مرا ناتوان نخوان و نگو که مرد نیستم. 35 – می دانم تو مادرم نیستی، اما گاهی دوست دارم بچه شوم و تو خواسته های مرا برآورده کنی. 36 – هرگز خیال نکن من آدم کامل و بی نقصی هستم. اما بدان که تمام سعی ام را می کنم تا قهرمان زندگی ات باشم. 37 – همیشه مرا منبع آرامش، شادی و سرگرمی ات ندان. گاهی هم باید بتوانی برای خودت شوهری کنی. 38 – به یاد داشته باشد که من عاشق زنی قوی و توانمند و مستقل هستم، نه زنی نیازمند و وابسته. 39 – هرگز سکوت مرا به اشتباه تفسیر نکن. سکوتم به معنای بی توجهی به تو نیست بلکه درواقع می خواهم بگویم: «هنوز نمی دانم چه بگویم. اما دارم درباره اش فکر می کنم.» 40 – وقتی در حال فکر کردنم یا در غارم فرو رفته ام، سعی نکن از من انتقاد کنی، به من راه حل نده، از من نخواه احساساتم را بیان کنم، به حالم تاسف نخور. فقط به من زمان بده. 41 – گاهی احساس می کنی از تو فاصله گرفته ام. این امر طبیعی است چون من به استقلال نیاز دارم. اما پس از مدتی به سوی تو بازمی گردم چون به عشق و صمیمیت تو نیاز دارم. 42 – احساساتت را با من در میان بگذار و اجازه نده روی هم انباشته شوند، مبادا ناگهان منفجر شوند. 43 – برایم خیلی مهم است که به قدرت و توان مردانگی ام باور داشته باشی و بدانی که می توانم از پس مشکلات بربیایم. 44 – به من برای رشد و تغییر کمک کن. این بدان معنا نیست که مرا سرزنش و در موردم قضاوت کنی، من زن زندگی می خواهم نه زن ایرادگیر. 45 – برایم غذاهای خوشمزه درست کن، با این کار بیشتر احساس عشق می کنم. 46 – به من اجازه بده گاهی به تنهایی یا با دوستانم به مسافرت بروم، همان طور که من چنین فرصتی به تو می دهم. 47 – وقتی به بچه ها ویتامین می دهی، مرا هم فراموش نکن! 48 – به من فرصت بده عشق ورزیدن را بیاموزم و درمورد تو به کار ببرم. 49 – وقتی مشکلی داری به من بگو. درست نیست به من بگویی مشکلی ندارم و سپس از من توقع داشته باشی حدس بزنم مشکلت چیست. 50 – همیشه باورم کن. [ شنبه 19/1/91 ] [ 11:20 صبح ] [ rayehezohur ]
1 )به جای «تو و شما» جملات خود را با من شروع کنید. وقتی از فاعل من استفاده می کنید، مسوولیت احساس تان را می پذیرید و احتمال اینکه همسرتان به حرف شما اهـمـیت بدهد، بیشـتر می شود و بنابراین بهتر است بگویید: «من عصبانی هستم»، «من به شما افتخار می کنم.»
3 )صحبت همسرتان را قطع نکنید. زمانی که صحبتش را قطع می کنید، او را عصبانی می کنید و به او این احساس را می دهید که کسی به حرف شما گوش نمی کند و برای آن ارزشی قایل نیست. [ شنبه 19/1/91 ] [ 10:25 صبح ] [ rayehezohur ]
بهتر است این موضوع را به آقایان نگویید اما تحقیقات پژوهشگران دانشگاه ولشکایر نشان داده، زنانی که زندگی مشترک خوبی دارند از همسران خود خوشحال تر و سالم تر هستند. در واقع کیفیت زندگی این زنان از کیفیت زندگی همسران آن ها بالاتر ارزیابی می شود. برخی روان شناسان معتقدند، در یک رابطه عاشقانه نیازهای روحی زنان بیشتر از مردان پاسخ می گیرد و این دلیل کیفیت بالاتر زندگی آن ها در چنین شرایطی است ولی دکتر نورااسپارن، متخصص روان شناسی می گوید: «زنان بیشتر از مردان از احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن لذت می برند و احساس شادی آن ها از این موضوع تاثیر بیشتری در وضعیت خلق وخو و کیفیت زندگی آن ها دارد.» [ شنبه 19/1/91 ] [ 9:29 صبح ] [ rayehezohur ]
|
||
| [ طراحی : پرشین اسکین ] [ Weblog Themes By : PersianSkin ] | ||